وادعه

مترادف‌ها

وعده، امانت، قرار

لغت نامه دهخدا

( وادعة ) وادعة. [ دِ ع َ ] ( اِخ ) پدر قبیله ای است.
وادعة. [ دِ ع َ ] ( اِخ ) حیی است به یمن و روستایی در آن. ( منتهی الارب ). این نام در تاج العروس «وداعة مخلاف بالیمن » ضبط شده و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعه شود.
وادعة. [ دِ ع َ ] ( اِخ ) ابن ابی زید از صحابیان است. ( منتهی الارب ). در تاج العروس «وداعةبن ابی زید» ضبط شده و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعةبن ابی زید شود.
وادعة. [ دِ ع َ ] ( اِخ ) ابن جزام یا حرام از صحابیان است. ( منتهی الارب ). صاحب تاج العروس این کلمه را «وداعةبن جذام » و «وداعةبن حرام » ضبط کرده است و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعةبن جذام شود.
وادعة. [ دِ ع َ ] ( اِخ ) یا وداعةبن ( بروایت جمهرة النسب ابن کلبی ) عمروبن عامربن ناسج بن رافعبن مالک ذی بارق بن مالک بن جشم پدر قبیله ای است از جشم بن حاشدبن حزان بن نوف بن همدان و از آن قبیله است.الاجدع بن مالک بن امیةبن الوداعی بن معمربن الحرث بن سعیدبن عبداﷲبن وداعة. ( یا وادعة ). ( از تاج العروس ).

جمله سازی با وادعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قراردادهای رسمی و حقوقی، رعایت هرگونه وادعه و پیمانی که بین دو طرف بسته شده است، برای جلوگیری از اختلافات بعدی بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 او با وجود تمام سختی‌ها، هرگز از وادعه‌ای که با دوستان خود بسته بود عقب ننشست و تا آخرین لحظه به قول‌های خود عمل کرد.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، مفهوم وادعه و وفای به عهد، همواره به عنوان یکی از والاترین صفات انسانی در میان بزرگان و قهرمانان داستان‌ها مطرح شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران