باسدار

لغت نامه دهخدا

باسدار. ( اِ ) بمعنی باجبان باشد. ( آنندراج ). شاید محرف پاسداراست. رجوع به پاسدار و باجدار شود.

فرهنگ فارسی

باجدار

جمله سازی با باسدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طغرا و دار مملکت وگنج شاه را هبببتی به‌ کلک و دست نگهدار و باسدار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران