لغت نامه دهخدا
بازی جای. ( اِ مرکب ) تآتر. ( یادداشت مؤلف از تحفه اهل بخارا ). و رجوع به بازیجا شود.
بازی جای. ( اِ مرکب ) تآتر. ( یادداشت مؤلف از تحفه اهل بخارا ). و رجوع به بازیجا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان که خود نیست از درون سرای در دبستان عقل بازی جای