اختسان

لغت نامه دهخدا

اختسان. [ اِ ت َ] ( اِخ ) مؤلف غیاث گوید: بالکسر و تای فوقانی و سین مهمله، نام پادشاه که ممدوح خاقانی و نظامی است - انتهی. و آن مصحف اخستان است. رجوع به اخستان شود.

جمله سازی با اختسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نی شروان‌شاه بل جهان‌شاه کیخسرو ثانی اختسان شاه

💡 ز ارسلان چو بودره به اختسان نزدیک ز روی فضل نمیگویم از ره گفتار

💡 شیراز می نگیرد رونق چون شعر من گر بهر رونق آید شاه اختسان به فارس

💡 ای از شرف تو شاهزاده چشم ملک اختسان گشاده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران