اتور

لغت نامه دهخدا

( آتور ) آتور. ( اِخ ) آثور. بعقیده مصریان قدیم نام رب النوع دریا و زوجه یا خواهر «فتا» رب النوع آتش.

فرهنگ فارسی

( آتور ) یا آثور بعقیده مصریان قدیم نام رب النوع دریا و زوجه یا خواهر رب النوع آتش
آتش

فرهنگ اسم ها

اسم: آتور (پسر، دختر) (پهلوی، اوستایی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ātur) (فارسی: آتور) (انگلیسی: atur)
معنی: آتش، نام فرشته ای در ایران باستان، آذر، ( اَعلام ) ) یک بخش از تقویم قدیمی ایرانی که مغهای دوران پادشاهی ماد بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده اند، ) نام فرشته ی در ایران باستان، ( پهلوی ) آتور ( آذر ) یک بخش از تقویم قدیمی ایرانی که مغهای مادی بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده اند

جمله سازی با اتور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آرون اتور اشمیتز متخلص به ایتالو اِزوِوُ تاجر و نویسنده ایتالیایی در ۱۹ دسامبر ۱۸۶۱ در تریسته از مادری یهودی متولد شد. و در ۱۳ سپتامبر ۱۹۲۸ در یک تصادف اتومبیل از دنیا رفت. سهامدار یکی از بزرگترین شرکت‌های صنعتی ایتالیا بود و در طول سی سال نویسندگی تنها سه رمان و چند داستان کوتاه و نمایش‌نامه منتشر کرد.

💡 حسین سرشار نقش اول اپراهای «کوزی فانتوته» و «دون ژوان» اثر موتسارت و «کاوالریا روستیکانا» اثر ماسکانیو ریگولتو ایلترا و اتور لاتراویاتا و «نیروی سرنوشت» و «فالستاف» اثر وردی و «توسکا لا بوهم» و «مادام باترفلای» از پوچینی را برعهده داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران