اخطَل، شاعر نامدار عصر اموی، همردیف شاعرانی چون جریر و فرزدق بود که به دلیل تیززبانی و هجوگویی، به فحشگوی و پرگوی ملقب شد. او به درخواست یزید بن معاویه، انصار را هجو میکرد و پس از مرگ یزید نیز برایش مرثیه سرود. اخطل از نصرانیان مونوفیزیتی بود و به خدمت حکام اموی درآمد. او همانند دیگر افراد قبیلهاش، از امویان حمایت کرد و آنان را مدح گفت. شعر او را شاید بتوان نخستین نمونهی شعر سیاسی در ادبیات اسلامی دانست.
ابومالک غیاث بن غوث بن صلت تغلبی، معروف به اخطَل، از قبیلهای نیرومند بود که خاستگاه آنان عربستان مرکزی بود، ولی در نواحی آباد بینالنهرین ساکن شدند و به دین نصرانیت گرویدند. آنان حتی اسقفی به نام جرجیس، نویسندهی مشهور سریانی، در میان خود داشتند. به روایتی، اخطَل در رصافه و به احتمال بیشتر در حیره در سال ۱۲ هجری متولد شد. مادرش، لیلا، از قبیلهی مسیحی ایاد بود. اخطَل در کودکی مادرش را از دست داد و پدرش زن دیگری اختیار کرد که با او رفتاری ناخوشایند داشت. همین بیمهری نامادری و رنجهای دوران کودکی، سبب ظهور نخستین جلوههای نبوغ شاعرانهی او در قالب هجو آن زن شد و وی اولین ابیات هجوآمیز خود را خطاب به همسر پدرش سرود.
بر پایهی روایاتی دیگر، آنچه برای نخستین بار موجب شهرت اخطَل شد، اشعار هجوآمیزی بود که دربارهی شاعر همقبیلهاش، کعب بن جعیل، سرود. کعب که شاعر بنیتعلب بود، منزلتی والا در میان قبیلهاش داشت. گفته شده روزی کعب به مجلسی وارد شد که بزرگان بنیمالک، از تیرههای قبیلهی تغلب (که اخطَل نیز به آن تعلق داشت)، در آن حاضر بودند. آنان برای کعب خیمهای برپا کردند و هدایایی به او پیشکش نمودند؛ اما اخطَل که در آن زمان کودکی بیش نبود، با او با گستاخی و بیحرمتی رفتار کرد. کعب از این رفتار برآشفت و او را کودکی بیخرد خواند. اخطَل نیز در پاسخ، ابیاتی گزنده و استوار در هجو کعب سرود. این رویداد حیرت همگان را برانگیخت و از آن پس، نام اخطَل در میان قبیله بر سر زبانها افتاد.