اثبت
مترادفها
ثابتتر، استوارتر
متضادها
متزلزلتر، ناپایدارتر
لغت نامه دهخدا
اثبت. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) استوارتر.
- امثال:
اثبت ُ فی الدّار من الجدار؛ اخذ من قول الشاعر:
کأنه فی الدّار رب الدّار
اثبت فی الدّار من الجدار.
اثبت من اصم رأس؛ یعنون الجبل.
اثبت من الوشم؛ یعنون الدّارات فی الکف و غیرها یذرّ علیها النوور.
اثبت من قُراد؛ لانه یلازم جسدالبعیر فلایفارقه. ( مجمع الامثال میدانی ).
جمله سازی با اثبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ یعنی: کفّار الامم الماضیه. فَکَیْفَ کانَ نَکِیرِ ی، ای انکاری. اذا اهلکتهم اثبت بعض القرّاء الیاء فی هذا الحروف و اخواتها علی الاصل و حذفها بعضهم علی الخطّ.
💡 و بیان این آیت در آن آیت است که گفت: وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ الآیة. و گفتهاند: این آیت خطاب مؤمنان است، و تأویل آنست: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا ای اقیموا و اثبتوا علی الایمان، کقوله تعالی: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ای: اثبت علی ما انت علیه. میگوید: ای شما که مؤمناناید! بر ایمان خویش ثبات نمائید، و استوار باشید، از آن بمگردید.