اجرام سماوی

مترادف‌ها

جرم آسمانی، سیاره، ستاره

لغت نامه دهخدا

اجرام سماوی. [ اَ م ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ستارگان. اجرام چرخ.

فرهنگ فارسی

ستارگان

جمله سازی با اجرام سماوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اخترشناسی رادیویی یکی از شاخه‌های مهم اخترشناسی است که به مطالعه اجرام سماوی در زمینه امواج الکترومغناطیسی می‌پردازد.

💡 برای درک این سیستم می‌توانید تصور کنید که مدارات عرض و نصف‌النهارهای جغرافیایی بر روی زمین (دوایر فرضی، که برای اندازه‌گیری طول و عرض جغرافیایی یک نقطه بر روی زمین مشخص شده‌اند) به مبدأ مرکز زمین بر روی کرهٔ سماوی تصویر شده باشند. (کرهٔ سماوی، کره‌ای است فرضی به مرکز زمین و شعاع بی‌نهایت که ستارگان و اجرام سماوی بر روی سطح آن تصویر شده‌اند)

💡 وز ایشان چون گذر کردم بمعنی عالمی دیدم که اجرام سماوی را مدبر بود ز استیلا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران