لغت نامه دهخدا
انفع. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) نافعتر و بافایده تر. ( ناظم الاطباء ). نافعتر و سزاوارتر. ( آنندراج ). نافعتر. پرسودتر. سودمندتر. اَعوَد. ( یادداشت مؤلف ).
انفع. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) نافعتر و بافایده تر. ( ناظم الاطباء ). نافعتر و سزاوارتر. ( آنندراج ). نافعتر. پرسودتر. سودمندتر. اَعوَد. ( یادداشت مؤلف ).
نافع تر، سودمندتر.
نافع تر، سودمندتر
( صفت ) سودمندتر باسودتر نافع تر سود بخش تر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 العلم انفع فی الفانی و فی الباقی و العقل اشرف معجون و تریاق
💡 در كـتـاب روضـه كـافـى در خـطـبـه اى از امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (عـليـه السـلام ) چـنـيـننقل شده كه ان احسن القصص و ابلغ الموعظة و انفع التذكر كتاب الله عز ذكره: بهترينداسـتـانـهـا و رسـاتـريـن مـوعـظـه هـا و سـودمـنـدتـريـن تـذكـرهـا كـتـاب خـداونـدمتعال است.
💡 مدحت تست ارفع الطاعات خدمت تست انفع الاعمال
💡 ايشان مرقوم فرمودند: ((عاقل، به اكمل و اجمل و انفع و ادوم محبت پيدا مى كند، و ترجيحمى دهد محبت او را بر محبت غير؛[علاوه ] با اينكه محبتِاكمل، دافعِ شرور و بليات است، به خلاف محبّت غير.))(100)