( آسبان ) آسبان. ( ص مرکب، اِ مرکب ) آسیابان:
هنوز این آس خون گردان از آن است
که آن بی آب دیده آسبان است.نزاری قهستانی.
اسبان. [ اَ ] ( ع اِ ) روپوشهای تُنُک.
اسبان. [ اِ ] ( ع مص ) پیوسته جامه سَبَنیّه پوشیدن. ( منتهی الارب ). و سَبَن دهی است به بغداد.
( آسبان ) (ص مر. ) آسیابان.
( آسبان ) "
( آسبان ) ( صفت ) آسیابان.
آسیابان
آسیابان: کارگر آسیا، صاحب آسیا، کسی که در آسیاغلات را آردمیکند
روپوشهای تنک
اسبان ( علمی: Equidae ) خانواده ای از جانوران گیاه خوار از راسته فردسمان است. خانوادهٔ اسبان قامتی میانه و پا و دمی دراز دارند. سم هایشان یک انگشت دارد و موهای تنشان کوتاه است.
فرهنگستان زبان فارسی واژۀ «اسبیان» را پیشنهاد کرده است. اما با توجه به کاربرد پسوند "یان" برای زیرتیره ها، واژۀ اسبیان برای زیرتیرۀ آن مناسب است.
در این تیره علاوه بر اسب و خر و گورخر گونه زانکی نیز قرار دارد که ترکیبی از گورخر نر با دیگر گونه هاست. ترکیب گورخر نر با خر ماده ایپو نام دارد که در ایتالیا یافت می شود و ترکیب گورخر نر با اسب ماده زورس ( Zorse ) می باشد.
💡 آستین افشان علم در رقص بر آوای کوس پای کوبان از تزلزل همچو اسبان کوه و در
💡 در سپاه یعقوب بیشتر اسبان متعلق به یعقوب بود و هزینه، آذوقه و علوفهٔ آنها از اموال یعقوب تأمین میشد. در سپاه از شتران و خران سپیده استفاده میکردند که به خران صفاری شهرت داشتند و بهعلت مشکل برای چریدن، از استر کمتر استفاده میشد.
💡 @وز آواز اسبان و گَرد سپاه* بشد روشنایی ز خورشید و ماه. گفتنی است در متون قدیمی شاهنامه حرف گ. پ. ژ نوشته نمیشده لذا گناباد بصورت کناباد نوشته شده است.
💡 میدانت حربگاهست خون عدوت آب تیغ اسپر غم و شنه اسبان سماع خوش
💡 اسکندر خط جنگ را به شکل هلال درآورد تا به آسانی نتوان آن را محصور کرد و برای این که سپاهیان او از حملهٔ ارابههای داسدار ایرانی مصون بمانند، فرمان داد، سربازان دم سپرهایشان را تنگ به یکدیگر بچسبانند و در حین حمله ارابهها نیزهها را به سپرها بزنند تا اسبان آنها رم کند و به سوی ایرانیها برگردند.
💡 این جسم چاک چاک، که از ظلم کوفیان پامال گشته از سم اسبان حسین توست