اسافه
لغت نامه دهخدا
( اسافة ) اسافة. [ اَ ف َ ] ( ع اِمص ) اسم مصدر است از اَسف. اندوهناکی. غمگینی. || خشمگینی. || رقت قلب. || اسارت. || بندگی. || عدم صلاحیت زمین رُستن گیاه را.
اسافة. [ اَ / اِ / اُ ف َ ] ( ع ص ) اَسیفة. زمین تنک و یا زمینی که چیزی نرویاند. زمین نارویاننده.
اسافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) هلاک شدن مال کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || مردن فرزند مادر و پدر را. ( منتهی الارب ). || اساف الخارز؛ اثأی فانخرمت الخرزتان. ( اقرب الموارد )؛ درفش سطبر زده دوخت پس تباه گردیدند هر دو درز.( منتهی الارب ). || شکافتن و باز کردن، چنانکه درز دوخته را: اساف الخرزة؛ باز کرد درز دوخته را. || باشمشیر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
- امثال:
اساف حتی لایشتکی السواف َ؛ در حق کسی گویند که از کثرت توالی هموم خوگر حوادث و سختیها گردیده باشد. ( منتهی الارب ).
|| سخن تباه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اسافة. [ اَ ف َ ] ( اِخ ) نام قبیله ای از عرب.
جمله سازی با اسافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این سازه تا پیش از فتح مکه به دست ابوسفیان و برادرانش که از بزرگان و ثروتمندان قریش بودند، محل نگهداری و پرستش بتها شده بود و سالانه مردم از کشورها و شهرهای دیگر برای زیارت بتها یا نگهداری و سپردن بتهایشان به آنجا میآمدند، هدایا و قربانیهای زیادی برای احترام به بتها تقدیم کعبه میکردند و با اهالی مکه به داد و ستد میپرداختند. علت مخالفتها و جنگهایی که آنها با محمد بعد از به پیامبری رسیدنش کردند، همین ترس از بی رونق شدن سود و تجارتشان بود. قریش در اطراف کعبه بتهای مختلفی قرار داده بودند، مانند: لات، عزی، اسافه، نائله، منات و… بزرگ این بتها هبل بود که میگویند بعد از فتح مکه به فرمان او و به دست علی شکسته شدند؛ علی برای شکستن بتها روی شانههای محمد رفت.