ابرو پیوسته
مترادفها
ابروی پیوسته
لغت نامه دهخدا
ابروپیوسته. [ اَ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) اقرن.
فرهنگ فارسی
اقرن
جمله سازی با ابرو پیوسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میلی اگر ندارد با عارض تو ابرو پیوسته از چه باشد چون قد من خمیده
💡 دماغ بزرگ، ابرو پرپشت، ابرو پیوستههای پرپشت، افرادی که صورتشان خالهای زیادی دارد،
💡 حیران آن دو ابرو پیوسته من ز جانم سرگشته در شب [تار] از جتسن هلالی
💡 برخی در فرهنگهای مختلف، داشتن ابرو پیوسته را نشانه زیبایی و جذابیت چهره میدانند، در حالی که دیگران آن را یک عیب ظاهری قلمداد میکنند.
💡 در نقاشیهای قدیمی که از زنان زیبارو کشیده شده بود، اغلب ویژگی ابرو پیوسته به چشم میآمد که نشان از استانداردهای زیبایی آن دوران خاص داشت.
💡 او همیشه سعی میکرد با استفاده از آرایشهای مختلف، ظاهر ابرو پیوسته خود را تغییر دهد تا با معیارهای زیبایی امروزی در جامعه هماهنگ شود.