واگفته

مترادف‌ها

گفته شده، بیان شده

لغت نامه دهخدا

واگفته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مکرر. تکرار شده. بازگفته.

جمله سازی با واگفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تمام واگفته‌های او در طول جلسه، نشان‌دهنده اهمیت بالای موضوعی بود که قرار بود در مورد آن در نشست‌های آینده به طور جدی بحث شود.

💡 شاعر با استفاده از واگفته‌های پنهان در میان سطور شعر خود، توانسته است پیام‌های عمیق سیاسی و اجتماعی را به شکلی هنرمندانه به مخاطبان منتقل کند.

💡 در دادگاه، تمام واگفته‌های شاهد با دقت بررسی شد تا مشخص گردد آیا اظهارات وی با شواهد و مدارک موجود در پرونده مطابقت دارد یا خیر.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران