اصحاب کهف

داستان اصحاب کهف که در عربی به «یاران غار» ترجمه می‌شود، روایتی است برگرفته از قرآن کریم و متون دینی یهودی و مسیحی که در ادبیات عامه نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. این حکایت درباره هفت جوان مسیحی مؤمن است که برای حفظ اعتقاد توحیدی خود از ظلم و آزار بت‌پرستان حاکم گریخته و به غاری پناه بردند. این واقعه، که با نام خفتگان هفت‌گانه نیز شهرت یافته، طبق روایات در دوران امپراتور ستمگری به نام دکیوس در حدود سال ۲۵۰ میلادی در شهر اِفِسوس رخ داد. این جوانان نجیب‌زاده با شجاعت، مردم را به ترک بت‌پرستی و روی آوردن به یگانگی خداوند دعوت کردند، عملی که از سوی دربار، خیانتی آشکار به حاکمیت تلقی شد.

هنگامی که جوانان به غار گریختند، امپراتور به فرماندهان خود دستور داد تا دهانۀ غار را مسدود سازند تا این افراد در اثر گرسنگی و تشنگی جان ببازند. اما اراده الهی بر این بود که آنان حفظ شوند؛ از این رو، خداوند آنان و سگ باوفایشان را که در مدخل غار خفته بود، به خوابی عمیق و طولانی، معادل سیصد و نه سال، فرو برد. در طول این دوران طولانی، حکومت تغییر کرد و شهر تحت فرمانروایی تئودوسیوس دوم قرار گرفت؛ امپراتوری که خود معتقدی موحد و عادل بود.

در زمان مقرر، خداوند آنان را بیدار ساخت تا نشانه‌ای از قدرت خود باشند. یکی از جوانان را مأمور ساخت تا مخفیانه به شهر برود و برای رفع نیازشان اندکی آذوقه تهیه نماید. هنگامی که فرستاده با سکه‌های قدیمی خود به بازار رفت، نانوایی شهر از مشاهده آن پول‌های منسوخ به شدت تعجب کرد و تصور نمود که این جوان گنجی یافته است. پس از شنیدن داستان یارانش، فرستاده به همراه بزرگان شهر نزد غار بازگشت و حقیقت شگفت‌انگیز این واقعه آشکار شد. در نهایت، پس از مشاهده این معجزه بزرگ الهی، خداوند جان پاک ایشان را گرفت تا داستانشان برای همیشه عبرتی جاودان باقی بماند.

لغت نامه دهخدا

اصحاب کهف. [ اَ ب ِ ک َ ] ( اِخ ) بمعنی صاحبان غار، و ایشان هفت تن بودند از دوستان حق که از خوف دقیانوس نام پادشاهی ظالم از شهر گریخته در غاری پنهان شده بخفتند و سگی بمحبت ایشان همراه بود بحکم الهی بعد سه صد سال بیدار شده باز بخفتند باز بقیامت خواهند برخاست. نام ایشان به اتفاق اکثر مفسرین اینست: اول یملیخا، دوم مکسلمینا، سوم کشفوطط، چهارم تبیونس، پنجم کشافطیونس، ششم ازرفطیونس، هفتم یوانس بوس، و نام سگ ایشان قطمیر بود. ( غیاث ) ( آنندراج ). اصحاب کهف، خداوندان غار که اکنون در غاری خوابیده اند. هفت نفر از دوستان حق از ترس دقیانوس شاه روم از قسطنطنیه فرار و پناه به غاری بردند با سگی که همراه داشتند و در آن غار به امر خدا مدتها خوابیدند و وقتی بیدار شده باز خوابیدند و تا قیامت در خواب خواهند بود. ( فرهنگ نظام ). و درباره نامهای ایشان اختلافست، در تفسیر ابوالفتوح چنین است: مکسلمینا،محسلمینا، تملیخا، مرطوس، نسوطوس، نیورس، بکرویس و بطینوس. ( چ قمشه ای ج 6 ص 384 )، و در متون دیگر این نامها آمده است: مکسلمینا، املیخا، مرطوس، نوالس سانیوس بطینوس، کشفوطط. یا ملیخا، مکسینا، مرطوس، نوانس، اربطانس، اونوس، کید سلطفیوس. یا مکسلمینا، یملیخا، مرطونس، یلنونس، ساربونس، کفشظطوس، ذونواس. یا مکسلمینا، املیخا، مرطونس، بوانس، سارینوس، بطلینوس، کشفوطط. یا مکسلمینا، تملیخا، مرطونس، ینونس، سارینونس، ذونواس، کشفیططیونس. و در حبیب السیر نامهای آنان بدینسان نقل شده است: تملیخا، مکسلمینا، متشلینا، مرنوس، دیرنوس، شاذریوس، دیمنوس. خواندمیر این قصه را در عهد بلاش بن فیروز هشتمین پادشاه اشکانی نقل کرده است. و حمداﷲ مستوفی آرد: اصحاب الکهف بعهد ایشان [ اشکانیان ] در غار رفتند، و گوید غار اصحاب کهف در کوهی بحدود شهر طرسوس بود.

فرهنگ فارسی

بمعنی صاحبان غار و ایشان هفت تن بودند از دوستان حق که از خوف دقیانوس نام پادشاهی ظالم از شهر گریخته در غاری پنهان شده بخفتند و سگی بمحبت ایشان همراه بود بحکم الهی بعد سه صد سال بیدار شده باز بخفتند باز بقیامت خواهند برخاست نام ایشان باتفاق اکثر مفسرین اینست اول یملیخا دوم مکسلمینا سوم کشفوطط چهارم تبینوس پنجم کشافطیوس ششم ازرفطیونس هفتم یوانس بوس و نام سگ ایشان قطمیر بود.

دانشنامه آزاد فارسی

اَصحاب کَهْف (۱)
(در عربی به معنی یاران غار) در قرآن و داستان های یهودی و دینی، نیز در ادبیات غیردینی، هفت مسیحی مؤمن که از دست مشرکان گریختند و در غاری پنهان شدند. داستان اصحاب کهف با نام «خفتگان هفت گانه» نیز شناخته شده است. در زمان دکیوس یا دقیانوس (۲۵۰م) هفت تن از جوانان نجیب زادۀ شهر اِفِسوس به پا خاستند تا مردم را به توحید و ترک بت پرستی دعوت کنند. امپراتور و اطرافیان او این عمل را به معنی دشمنی با دستگاه حکومت تلقی کردند. جوانان از شهر گریختند و در غاری پنهان شدند. امپراتور دستور داد که دیواری در دهانۀ غار بسازند تا به این ترتیب از گرسنگی و تشنگی بمیرند. جوانان و سگ باوفای آنان که در مدخل غار نشسته بودند به فرمان الهی به خوابی ۳۰۹ ساله فرو رفتند (کهف، ۲۵). آن ها به امر الهی در عهد امپراتوری تئودوسیوس دوم، که مردی موحد بود، بیدار شدند و یکی را از بین خود برای تهیۀ آذوقه به شهر فرستادند. در شهر نانوا از دیدن سکۀ قدیمی حیران شد و خیال کرد که او گنج پیدا کرده است. فرستاده نزد قاضی داستان یارانش را گفت و به همراه بزرگان شهر به غار رفتند و حقیقت شگفت آور حادثۀ آنان عیان شد. سپس به فرمان خداوند جان آنان گرفته شد. مشروح این داستان در سورۀ کهف آمده است.
اصحاب کهف (اهل الکهف). اَصحابِ کَهف (۲)
(اهل الکهف) نمایش نامه ای در چهار پرده، نوشتۀ توفیق حکیم، به زبان عربی، منتشرشده در ۱۹۳۳، نخستین اجرا در ۱۹۳۵ در تئاتر ملی قاهره. حکیم این نمایش نامه را براساس روایت های اسلامی و مسیحی قصۀ اصحاب کهف، نوشته است با این تفاوت که در نمایش نامۀ او قطمیر (سگ اصحاب کهف) موجود نیست. این نمایش نامه، که کسانی چون طه حسین آن را تحولی در ادبیات نوین عربی دانسته اند، بارها در اروپا و امریکا به روی صحنه رفت و سبب شهرت حکیم شد. در روایت حکیم، پیروزی عشق بر نفاق افکنی های قدرت برجسته شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اصحاب کَهف مؤمنانی پناهنده در غار بودند که به این نام مشهور شدند.
«اصحاب» جمع «صاحب» (اسم فاعل) از ماده «ص- ح- ب» و معنای مصدری آن همراهی کردن است و صاحب کسی یا چیزی است که ملازم و همراه کس یا چیز دیگر باشد. این ملازمت و همراهی باید عرفاً فراوان باشد. 
«کهف» به معنای شکاف در دل کوه (غار) است؛ امّا برخی لغت دانان «کهف» را بزرگتر از «غار» دانسته‏اند. اصحاب کهف به معنای «یاران و ملازمان غار» است.
قرآن کریم در آیات ۹تا۲۶ کهف از جوانانی مؤمن نام می‏برد که از آیین بت پرستی دوران خویش بیزاری جستند و با مأوا گزیدن در غار، به رحمت الهی پناه برده و از درگاه او درخواست هدایت کردند. خداوند نیز آنان را به مدت ۳۰۹ سال به خوابی عمیق فرو برد و جایگاه امنی برایشان فراهم ساخت.
اصحاب‏کهف در منابع مسیحیت
داستان اصحاب کهف از معدود داستانهایی است که بر خلاف بسیاری از داستانهای دیگرِ قرآن، در منابع یهودی به دلایلی از آن یاد نشده است؛ امّا در منابع مسیحی ذکر شده است. ساختار داستان در منابع مسیحی همگونی خاصی با نقلهای اسلامی دارد و به «هفت خفتگان» و «هفت خفتگان شهر افِسوس» معروف است.

جمله سازی با اصحاب کهف

💡 از دیگر مناطق دمشق، غار منسوب به اصحاب کهف است که البته در درستی آن اختلاف است.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز