الشجره

دانشنامه عمومی

الشجره یک تقسیمات کشوری در سودان است که در خارطوم واقع شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
شجر (۲۷ بار)
(به فتح، ج) درخت، اهل لغت گفته‏اند هر چه از روئیدنیها تنه دارد شجر است و آنچه تنه ندارد نجم و عشب و حشیش است. یعنی علف و درخت سجده می‏کنند. شجر را مطلق و واحد آن را شجره گفته‏اند مثل ثمر و واحد شجره گفته‏اند مثل ثمر و ثمره، تمر و تمره نحو. ولی در بعضی آیات شجره مطلق نیز آمده است نحو.. اما احتمال دارد در این آیات کل فرد فرد مراد باشد. *. مراد از شجر مشاجره و تنازع است منازعه را از آن تشاجر گویند که سخن دو خصم یا خصوم مثل برگ و شاخه درخت به هم مختلط می‏شوند (مجمع) یعنی: پس نه به خدایت قسم اهل ایمان نمی‏شوند تا تو را در اختلاف خویش حاکم کنند. در نهج البلاغه خطبه 106 آمده «وَ تَشاجَرَتِ النّاسُ بِالْقُلُوبِ». *. معنی آیه در «خضر» دیده شود. *. مراد از شجره همان درختی است که آدم و زنش از خوردن آن نهی شدند. درباره آن اختلاف است: تاک، درخت انجیر، درخت کافور گفته‏اند در تورات درخت معذفت است ولی این افسانه نمی‏کند حال‏آن که فرموده «وِعَلَّمَ آدَمَ الْاَسْماءَ کُلَّها». قرآن مجید روشن نمی‏کند که‏آن چه درختی بود ولی تأثیر آن را نقل می‏کند: و آن جمله «فَتَکُونا مِنَ الظّالِمینَ» است که در صورت خوردن به زحمت می‏افتادند چنانکه خود گفتند. و نیز آیه. روشن می‏کند که در اثر خوردن از آن وضعشان تغییر کرد و عورتین آنها در اثر ریختن لباسهایشان چنانکه فرموده. *. در «رأی» مفصلا گفته شد که مراد از شجره ملعونه بنی امیه است.

جمله سازی با الشجره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابراين معناى آيه مورد بحث چنين مى شود: سوگند مى خورم كه به تحقيق آدم را درزمانهاى پيش وصيتى كرديم، ولى وصيت را ترك كرد و ما او را نيافتيم كه در حفظ آنعزم جازمى داشته باشد يا بر آن وصيت صبر كند. و اما اينكه مقصود از آن عهد چه بودهبه طورى كه از داستان آن جناب در چند جاى قرآن بر مى آيد، عبارت بوده از نهى ازخوردن درخت كه در سوره اعراف چنين آمده: (لا تقربا هذه الشجره ).

💡 گرچه تاریخ دقیق اسلام آوردن حرقوص مشخص نیست، اما می‌توان گفت که وی نسبتاً زود اسلام آورده، چرا که نامش در میان بیعت کنندگان بیعت الشجره (۶ هجری/۶۲۸ میلادی) در حدیبیه ثبت شده‌است. وی یک بار بر سر تقسیم غنایم با محمد درگیر لفظی شد.