جانور داری

مترادف‌ها

دامداری، حیوان‌پروری

لغت نامه دهخدا

جانورداری. [ ن َ / ن ِ /ن ْ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل آنکه جانوران نگاهدارد. شغل جانوردار. نگاهداری جانوران: بوقت استخلاص ماوراءالنهر و خراسان به اسم پیشوری و جانورداری جماعتی را بحشر بدان حدود رانده. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

شغل جانوردار

جمله سازی با جانور داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از کارهای معروف او می‌توان به بازی در فیلم اگه جرات داری دوستم داشته باش، جانور و پوست گوزن اشاره کرد.

💡 جانور از نطفه تو آری نه کس بخشش وانصاف تو داری وبس

💡 در مناطق روستایی، جانور داری یکی از اصلی‌ترین منابع درآمدی برای کشاورزان محسوب می‌شود که به اقتصاد محلی کمک شایانی می‌کند.

💡 آموزش اصول صحیح جانور داری و رعایت بهداشت در اصطبل‌ها می‌تواند کیفیت محصولات دامی و سلامت حیوانات را به شدت افزایش دهد.

💡 سرمایه‌گذاری در بخش جانور داری مدرن با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، راهکاری برای مقابله با بحران‌های غذایی در آینده خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران