باده رنگ

لغت نامه دهخدا

باده رنگ. [ دَ / دِ رَ ] ( ص مرکب ) برنگ باده. برنگ شراب. گلگون. سرخ رنگ. میگون:
همه جامه ها کرده پیروزه رنگ
دو چشمان پر از خون و رخ باده رنگ.فردوسی.یوسف من گرگ مست باده بکف صبح فام
وز دو لب باده رنگ سرکه فشان از عتاب.خاقانی.

فرهنگ فارسی

برنگ شراب

جمله سازی با باده رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر آن حالتی که ز آینه‌‌ام صیقل باده رنگ غم برداشت

💡 گر اشک باده رنگ همی ریزم از غمت شاید که جرعه شرط بود در معاشری

💡 بهارستان ما در دست ساقی است گل دیوانگی را باده رنگ است

💡 تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت باور مکن که: هیچ دلی گرد هوش گشت

💡 فزود زردی رخسارم از می گلگون که باده رنگ مرا آب زعفران زار است

💡 اگر پیاله گرفتم ملامتم مکنید به باده رنگ ریا را ز خرقه می شویم

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز