الفی

لغت نامه دهخدا

الفی. [ اَ ل ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به الف. ( فرهنگ ناظم الاطباء ). || افراخته شده. بلند و راست. ( ناظم الاطباء ). || خربنده. ( یادداشت مؤلف ).
الفی. [ اَ ف َ ] ( ع عدد، ص، اِ ) تثنیه اَلْف. دو هزار. الفین. رجوع به الفین شود:
سال سیصد سرخ می خور سال سیصد زردمی
لعل می الفین شهر والعصیر الفی سنه.منوچهری.
الفی. [ اَ ] ( اِخ ) احمد افندی. رجوع به احمدالالفی در این لغت نامه و معجم المطبوعات شود.
الفی. [ ] ( اِخ ) سیف الدین قلاون سلطان مصر. منکو تیمور با وی محاربه کرد. رجوع به حبیب السیر چاپ سنگی تهران جزء اول از ج 3 ص 38 و همین کتاب چ خیام ج 3 ص 109 شود.

فرهنگ فارسی

سیف الدین قلاون سلطان مصر منکو تیمور با وی محاربه کرد

جمله سازی با الفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان الفی زبان ساخته شده‌ای است که توسط الف‌ها در یک محیط فانتزی استفاده می‌شود. جی آر آر تالکین، لغت‌شناس و نویسنده داستان‌های فانتزی، اولین بار این‌زبان را که شامل کوئنیا و سینداری می‌شوند ایجاد کرد.

💡 از سبزه به صحرا نگر ای لاله عذار هر جا به خط سبز الفی کرده نگار

💡 باشد زشعاع رخ دو چشم تو دو عین بینی الفی کشیده بین العینین

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به ۳۰ راک، فصل شکار، الفی، سیرک عجایب: دستیار یک شبح، تعطیلات نشنال لمپون، کیت کیترج: یک دختر آمریکایی و بزرگسالان مبتدی اشاره کرد.

💡 دیدم از قد تو بر لوح دل و جان الفی شد مصور بنظر معنی آیات مرا

💡 موافق تاریخ هفت اقلیم و الفی جاماسب ملقب به اردوان شاه پسر هرمز است و توسط بهرام چوبین تربیت یافته است. خسرو پرویز که به سلطنت رسید او را برمک لقب داد و متولی نوبهار کرد و فرمانروایی بلخ، کابل، سند، مکران و فرغانه... بدست او سپرد.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز