ریشه واژه «حساب» در زبان عربی به مفهوم «شمارش» و «عددگیری» بازمیگردد. لغتشناسان، از جمله راغب اصفهانی، این واژه را به معنای شمارش اعداد، مانند محاسبه سالها یا امور مالی، تعریف کردهاند. از این ریشه، واژگانی چون «حاسب» (حسابگر) و «حسیب» مشتق شدهاند که به کسی اشاره دارد که وظیفه محاسبه و ارزیابی را بر عهده دارد. در متون دینی، این واژه در مواردی چون «حسبنا الله و نعم الوکیل» به کار رفته است که در آن عبارت «کفی» به معنای کفایت است؛ یعنی خداوند در حسابرسی و کفایت امور، ما را بسنده است. این امر نشاندهنده قدرت مطلق الهی در مدیریت و حسابکشی امور عالم است.
عبارت قرآنی «بِغَیْرِ حِساب» (بدون حساب) که در شش موضع از قرآن کریم در خصوص روزی، نعمت، و پاداش ذکر شده است، نیازمند تأمل عمیق است. باید توجه داشت که این تعبیر صرفاً در مورد عطایای الهی، چه در دنیا و چه در آخرت، به کار رفته و شامل عذاب دنیوی یا اخروی نمیشود. نکته کلیدی در تفسیر این مفهوم آن است که تمامی آنچه خداوند به بندگان ارزانی میدارد، اساساً یک «عطیه محض» و هبهای بدون هیچگونه عوض یا استحقاق پیشین از سوی مخلوق است.
بر اساس این دیدگاه، معنای اصلی «بغیر حساب» به این معناست که رزق و پاداش الهی، فراتر از هرگونه معامله یا شایستگی اکتسابی انسانها اعطا میگردد؛ چرا که همه هستی، اعم از انسان و اعمالش، ملک طلق خداوند است و بندگان در برابر خالق هستی، هیچگونه حق یا عوضی ندارند که طلبکار باشند. بنابراین، رزق و پاداشهای بیحساب الهی، جلوهای از ربوبیت مطلقه و رحمت واسعه پروردگار است که بیقید و شرط بر همگان جاری است، حال آنکه این قاعده شامل استحقاق برای عذاب نیست، بلکه عذاب نیز بنا به عدل و حکمت او مقرر میگردد.