لغت نامه دهخدا
استعار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) افروخته شدن. ( زوزنی ). افروخته شدن آتش. برافروخته شدن آتش. || گر درافتادن به مساعر شتران. || بحرکت آمدن دزدان. || منتشر و فاش شدن حرب وبدی و شدت مرگامرگی و شدت هر چیزی. ( منتهی الارب ).
استعار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) افروخته شدن. ( زوزنی ). افروخته شدن آتش. برافروخته شدن آتش. || گر درافتادن به مساعر شتران. || بحرکت آمدن دزدان. || منتشر و فاش شدن حرب وبدی و شدت مرگامرگی و شدت هر چیزی. ( منتهی الارب ).
افروخته شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فیلم طنزی از استعار سیاهپوستان جادویی است. قهرمان داستان آرن در یک جامعه جادویی از آفریقایی-آمریکاییها استخدام میشود تا هدف مادام العمر خود را دنبال کند: برای آسان کردن زندگی سفیدپوستان.