لغت نامه دهخدا
ادیبی. [ اَ ] ( اِخ ) شاعر و قاضی ترک. متوفی بسال 1028هَ. ق. او راست: دیوانی بترکی.
ادیبی. [ اَ ] ( اِخ ) شاعر و قاضی ترک. متوفی بسال 1028هَ. ق. او راست: دیوانی بترکی.
ادیب بودن
شاعر و قاضی ترک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او را ادیبی ظریف و شاعری ماهر دانستهاند که مدتی قضاوت دمشق را نیز برعهده داشت.
💡 لاجرم باید چو قاآنی ادیبی هوشمند تا به گیتی داستان ماند ز شاه راستان
💡 اصغر ادیبی بازیکن سابق پرسپولیس تهران و تیم ملی ایران است که در پست هافبک بازی میکرد.
💡 هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب زو فراوان غلط و تصحیف افتد به کلام
💡 ساعتی بادم خطیبی میکند ساعتی سنگم ادیبی میکند
💡 بزرگان را به تعلیم کسی حاجت نمیباشد ادیبی اهل دولت را به از دولت نمیباشد