لغت نامه دهخدا
دشوارشکن. [ دُش ْ وا ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) دشوار شکننده. دشخوار شکن. عسر الرض. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
دشوارشکن. [ دُش ْ وا ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) دشوار شکننده. دشخوار شکن. عسر الرض. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
دشوار شکننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی کار دل ما این همه دشوار نبودی