اجرام فلک

لغت نامه دهخدا

اجرام فلک. [ اَ م ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) افلاک و سیّارات و ثوابت.

فرهنگ فارسی

افلاک و سیارات

جمله سازی با اجرام فلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد زمین شش طبق و هشت شد اجرام فلک روز کین بسکه سپاه تو بر انگیخت غبار

💡 مکن آهنگ جدایی که خود اجرام فلک دوستان را به هم آرند و جدا نیز کنند

💡 شاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری خواهند به نور از وی اجرام فلک یاری

💡 قبله اجرام فلک یوسف من بود و به امر از زبر ماه به زیر آمده در چاه شدم

💡 خیل اجرام فلک را همت والای تو از محلی سخت عالی دید بان گردد همی

💡 تا که مشرف اوست اجرام فلک را از فلک آن دو پیر نحس رحلت کرده‌اند از بیم او