لغت نامه دهخدا
ابوکالیجار. [ اَ ] ( اِخ ) رجوع به ابوکالنجار شود.
ابوکالیجار. [ اَ ] ( اِخ ) رجوع به ابوکالنجار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهرام بن مافنه (ماهپناه) کازرونی (متولد ۹۶۷ میلادی در کازرون) وزیر آل بویه در زمان پادشاهی عمادالدوله ابوکالیجار بود. وی به عدل و سخاوت مشهور بود.
💡 جلالالدوله با ابوکالیجار مرزبان پسر سلطانالدوله (۴۳۵-۴۴۰ ه.ق.)، مَلِکِ رحیم بویی (۴۴۰-۴۴۷ ه.ق.) و سلطان طغرل بیگ (۴۲۹-۴۵۵ ه.ق.)، الپ ارسلان (۴۵۵–۴۶۵ ه.ق.)، ابو جعفر عبدالله قائم (در سال ۴۲۲ ه.ق.) و ملکشاه (۴۶۵–۴۸۵ ه.ق.) معاصر بود.
💡 خسرو پیروز (خسرو فیروز) دیلمی (۴۴۰–۴۴۷ ه.ق.) ملقب به الملک الرحیم (مَلِکِ رحیم) و مُکَنّیٰ به ابونصر امیر آل بویه عراق و فرزند ابوکالیجار مرزبان بود.
💡 در ۴۲۲ق/۱۰۳۱م، سلطان مسعود بر کرمان چیره شد. سال بعد ترکانِ بغداد بر جلالالدوله شوریدند و خطبه به نام ابوکالیجار کردند، اما وی از رفتن به بغداد امتناع کرد و آنها نیز نام او را از خطبه انداختند. سرانجام در ۴۲۸ق/۱۰۳۷م میان ابوکالیجار و جلالالدوله صلح افتاد و خلیفه القائم بامرالله، برای ابوکالیجار خلعت فرستاد. در ۴۳۳ق/۱۰۴۲م، ابوکالیجار عُمان را تصرف کرد.