باذنه

لغت نامه دهخدا

( باذنة ) باذنة. [ ذَ ن َ ] ( ع اِ ) خضوع و انقیاد و فروتنی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بَأذَنة شود. || اقرار بکاری و معرفت بآن کار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بِأذَنة شود.
بأذنة. [ ب َءْ ذَ ن َ ] ( ع مص ) فروتنی کردن. || اقرار کردن. شناختن. بأذن به؛ اقرار کرد و شناخت و دانست آن را. ( از منتهی الارب ).
باذنه. [ ذَ ن َ ] ( اِخ ) یکی از قرای خاوران ( خابران ) در نواحی سرخس و منسوب بدان را باذنی گویند. ( الانساب سمعانی ). و رجوع به باذن و باذبین و باذین شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی یَأْتِ: که بیاید (عبارت "یَوْمَ یَأْتِ لَا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ " یعنی: روزی که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمیگوید)
معنی تَقَعَ: که بیفتد ("که نیفتد" درترکیبی مانند عبارت "یُمْسِکُ ﭐلسَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَی ﭐلْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ ﭐللَّهَ بِـﭑلنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (حج65):آسمان را نگاه میدارد تا جز به اذن وی به زمین نیفتد که خدا با مردم مهربان و رحیم است. ")
ریشه کلمه:
اذن (۱۰۲ بار)ب (۲۶۴۹ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با باذنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و خلاصه اشكال اين است كه چرا در آيه مورد بحث، مانند موارد ديگر قرآن، بعد از گفتن(ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع ) نفرمود: (الا باذنه ) و خلاصه جوابش هم اينكهمشركين معتقد بودند كه: بت ها اوليا و شفعاى خدايند، و اين ولايت و شفاعت بتها را مقيد بهاذن خدا نمى دانستند،

💡 در پايان آيه نيز دليلاين حكم الهى را براى به كار انداختن انديشه ها بيان مى كند، مى فرمايد: آنها (يعنىمشركان ) به سوى آتش دعوت مى كنند، در حالى كه خدا (مومنانى كه مطيع فرمان اوهستند) به فرمانش ‍ دعوت به بهشت و آمرزش مى كند (اولئك يدعون الى النار و اللهيدعوا الى الجنة و المغفرة باذنه ).

💡 از همين جا مى توان به معناى آيه (يوم يات لا تكلّم نفس الاّ باذنه ) ماءنوس شد، و اينمعنا در آيات ديگرى قريب به همين عبارت تكرار شده، مانند آيه (لا يتكلمون الاّ من اذن لهالرحمن و قال صوابا) و آيه (هذا يوم لا ينطقون ).

💡 اما اگر كسى با اين عقيده كه پيامبر و امام از خود چيزى ندارند و هر چه بخواهند از خدا مىخواهند، به آنان توسل جويد، يا از آنها شفاعتى بخواهد عين توحيد و عين اخلاص است، وهمان چيزى است كه قرآن با جمله الا ما شاء الله در آيه فوق به آن اشاره كرده و همانچيزى است كه با جمله الا باذنه در آية من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه به آن اشاره شدهاست.

💡 كان الناس امة وحدة فبعث الله النبين مبشرين و منذرين وانزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذيناوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم فهدى الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه منالحق باذنه و الله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم(213)

💡 جمله (الا من رحم ربك ) استثناء جمله (و لا يزالون مختلفين ) است، يعنى مردم بعضىبا بعضى ديگر در امر حق تا ابد اختلاف مى كنند مگر كسانى كه خداوند به آنان رحمكرده كه آنها در امر حق اختلاف نكرده و متفرّق نمى شوند. و بطوريكه از آيه (فهدىاللّه الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه استفاده مى شود، منظور از رحمت، هدايتالهى است.