لغت نامه دهخدا
اومان. [ اَ ] ( اِخ ) قریه ای است در همدان. این قریه زادگاه اثیرالدین شاعر است. ( حبیب السیر )( از ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
اومان. [ اَ ] ( اِخ ) قریه ای است در همدان. این قریه زادگاه اثیرالدین شاعر است. ( حبیب السیر )( از ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
قریه است در همدان
اومان ( به روسی: Умань ) شهری در استان چرکاسی در کشور اوکراین واقع شده است. جمعیت این شهر ۸۲, ۱۵۴ نفر ( ۲۰۲۱ تخمینی ) است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیهای تکرار شونده میتوانند شامل اطلاعات ناقص نیز باشند. اینگونه از بازیها توسط روبرت اومان و مایکل مسچلر معرفی شدهاند. با این که بررسی حالتی که فقط یکی از بازیکنان دارای اطلاعات باشد یا اطلاعات مستقلی به بازیکنان برسد آسانتر است، بازیهای مجموع صفر با اطلاعات ناقص برای هر دو بازیکن نیز قابل بررسیاند.
💡 تالاب چوک بخشی از جزایر کارولین است. این منطقه، یازده آبخوست بزرگ (و یازده منطقه شهرداری تُل، اودُت، فالا-بگوئتس، رمانوم، اِئُت در فایچوک، وِنو، ففان، تونوواس، اومان، پارام، تسیس در نامونئاس) و ۴۶ آبخوست کوچک درون تالاب و ۴۱ آبخوست در آبسنگ حاشیهای میشود.
💡 اومان ماندا یک اصطلاح قومی و جغرافیایی است که از هزارهٔ سوم تا اواسط هزارهٔیکم پیش از میلاد وجود داشته و به قومی جنگجو و دشمنی خطرناک برای تمدنهای میانرودان محسوب میشده. اومان ماندا گاه دربارهٔ کیمریان و گاه برای مادها بکار میرفته بدین سبب فرضیهها و تئوریهای گوناگون پیدا شد که شاهان ماد را، گاه کیمری و گاه اسکیت دانستهاند.
💡 برخلاف تعادل نش خالص، تعادل ترکیبی، یک استراتژی پایدار تکاملی نیست. تعادل نش ترکیبی نیز، کارآمدی پارتوی دو تعادل نش خالص است (زمانی که بازیکنان با احتمال ناصفر در هماهنگی شکست میخورند.) این معمایی است که رابرت اومان را به پیشنهاد پالایشِ تعادل وابسته (همبسته) سوق داد.
💡 تیپ او در تهاجم به شوروی در سال ۱۹۴۱ به عنوان بخشی از گروه زرهی ۱ از گروه ارتش جنوب مشارکت کرد و نبردهای سنگینی را در کییف، اومان و روستوف تجربه نمود. مدتی از روز ۱ دسامبر به عنوان فرمانده موقت لشکر سیزدهم زرهی عمل کرد و سپس در این جایگاه تثبیت شد. روز ۱ آوریل سال ۱۹۴۲ به درجه سرتیپی ترفیع گرفت.
💡 و توگدامه پادشاه اومان ماندا مرا مجبور میکند بروم (؟) به آن سوی دریا.