افتاد
مترادفها
سقوط کرد، زمین خورد
متضادها
برخاست، بلند شد
لغت نامه دهخدا
افتاد. [ اُ ] ( مص مرخم، اِمص ) حالت درماندگی. ( ناظم الاطباء ). || آغاززندگانی. || بچگی و طفولیت. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً بمعنی اتفاق. ( از مدار و کشف بنقل غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( فعل ) از پای درآمد ( معنی فعلی است ). ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حالت درماندگی. از پای در آمد
جمله سازی با افتاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مارس ۱۲۷۸ با نزدیکشدن مغولان، امپراتور دوآن زونگ در تلاشی ناموفق برای فرار در دریا افتاد و نزدیک بود که غرق شود اما وی را نجات دادند. او چند ماه بعد در اثر بیماری ناشی از این واقعه درگذشت.
💡 همچو نقطه در میان افتاد مه گویی چو زد آن خط چون دایره گرد رخت پرگار خویش
💡 دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد چون سرو ز گل پای کشید و به سر افتاد
💡 ایشاه نجف بر ما دور از تو شکست افتاد بس زهر به شهد آمیخت بس نیست به هست افتاد
💡 در همین سال (۶۵۴ میلادی) سرزمینهای شرقی دیگر ایران از جمله سیستان، قندهار و کابل به دست اعراب افتاد که شهر زرنگ (زرنج) به عنوان حکومت نشین آنها تعیین شده بود.
💡 این فیلم در ابتدا برای ۱۴ فوریه ۲۰۲۰ برنامهریزی شده بود، اما به ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۰ و سپس به ۱۲ فوریه ۲۰۲۱ به تعویق افتاد، اما دوباره به دلیل همهگیری کووید ۱۹ به تعویق افتاد. این فیلم در ۱۴ فوریه ۲۰۲۴ در ایالات متحده اکران شد.
💡 در حالی که باران شدیدی میبارید، ناگهان یک شاخه بزرگ از درخت که در کنار جاده بود، بر روی خودروی عبوری افتاد و آسیب رساند.
💡 پس از بررسیهای فنی توسط مهندسان، مشخص شد که سطح پایداری خاک در منطقه شیبدار دچار مشکل شده و بخشی از زمین در آنجا افتاد.
💡 وقتی دانشآموز با عجله از پلهها پایین میآمد، ناگهان تعادل خود را از دست داد و بر روی زمین سخت جلوی کلاس افتاد.