لغت نامه دهخدا
ازین رو. [ اَ ] ( حرف ربط مرکب ) رجوع به از این رو شود.
ازین رو. [ اَ ] ( حرف ربط مرکب ) رجوع به از این رو شود.
از این جهت بنابراین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز یک ره میرویم، ار ما سوی بیتالحجر با هم ازین رو اندرین ره، همرهیم و همسفر با هم
💡 عمق خورموسی در تمام طول ساحل، بیست تا چهل متر است، ازین رو کشتیهای اقیانوسپیما به آسانی وارد بندر میشوند و علت عمدة پیشنهاد مهندسان و متخصصان فنی، موقعیت ممتاز طبیعی این تنگه برای ایجاد بندر بوده است.
💡 نشان نیافتم از وی به هیچ شهر و دیار شرار آهم ازین رو به چرخ هشتم شد
💡 گستاخ بپای شاه چون روی نهاد دارد دو سر این جرأت ازین رو کردست
💡 از دونَد در منابع تاریخی دو بار یاد شدهاست، ازین رو و همچنین به دلیل شاخص بودن مکان آن بارها (۱۹۰۴–۰۵, ۱۹۲۹, ۱۹۸۰) در آن کاوش شدهاست.
💡 غده پروستات در تولید مثل نقش دارد و ازین رو سرطان پروستات و بسیاری از درمان های آن از چندین طریق بر باروری تأثیر می گذارند.