از انچه
لغت نامه دهخدا
( از آنچه ) از آنچه. [اَ چ ِ ] ( حرف ربط مرکب ) بدان سبب. بدان جهت. بعلت آنکه: با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند، امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407 ). و رجوع به زانچه شود.
فرهنگ فارسی
( از آنچه ) ۱ - از چیز معهود یا مذکور. ۲ - بدان سبب بدان جهت بعلت آن که: ( با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. ) ( بیهقی. )
جمله سازی با از انچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 که اگر من از انچه بیتو گذشت یکنفس در حساب عمر آرم
💡 او تمام تلاش خود را به کار بست تا از آنچه در گذشته انجام داده بود، درس بگیرد و در مسیرهای آینده اشتباهات تکراری را مرتکب نشود.
💡 حقیقت تلخ از آنچه همه تصور میکردند بسیار متفاوت بود و با بررسی دقیق مستندات، مشخص شد که فرآیند تصمیمگیری کاملاً اشتباه بوده است.
💡 ما باید از آنچه در اختیار داریم بیشترین بهره را ببریم تا بتوانیم در شرایط دشوار اقتصادی، بقای خود را در بازار رقابتی حفظ کنیم.