گاه از گاه

لغت نامه دهخدا

گاه از گاه. [ اَ ] ( ق مرکب ) گاه و بیگاه. ندرةً. بعض اوقات: مردی که وی را حسن محدث گفتندی نزدیک امیرمسعود فرستاده بود. [ منوچهربن قابوس ] تا هم خدمت محدثی کردی و هم گاه ازگاه نامه و پیغام آوردی و میبردی. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

گاه و بیگاه بعض اوقات: مردی که ویرا حسن محدث گفتندی نزدیک امیر مسعود فرستاده بود ( منوچهربن قابوس ) تا هم خدمت محدثی کردی و هم گاه از گاه نامه و پیغام آوردی و میبردی.

جمله سازی با گاه از گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و بالاخره گاه از اينكه او دعوت به توحيد و يگانگى معبود مى كند تعجب مى كردند.

💡 گه در زمین دلها پنهان شوی چو پروین گاه از سپهر جانها چون ماه نو برآیی

💡 گاه از بحر گریزد که بفرمودهٔ او حمله بر جان من آرند نهنگان ز بحار

💡 ((زمين هيچ گاه از كسى به حجت الهى برخيزد خالى نيست، يا آشكار و مشهور و ياترسان و پنهان )). (911)

💡 گاه از گریه مینا زدمی خنده چو جام گاه خاموش چو خم گاه بغلغل بودم

💡 - مادرم به عزايم بنشيند اى سرور من !... سوگند به خدايى كه به واسطه تو بر منمنت نهاد! هيچ گاه از تو جدا نمى شوم.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز