اروح
لغت نامه دهخدا
اروح. [ اَ وَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از روح. راحت بخشنده تر. آساینده تر. خوش آیندتر. باروح تر.
- امثال:
اروح من الیأس؛ بدان مناسبت که گویند: الیأس احدی الراحتین. ( مجمع الامثال میدانی ).
|| ( ص ) مرد که پایها گشاده گذارد در رفتن. آنکه سرپایش از یکدیگر دور بود و پاشنه نزدیک. ( مهذب الاسماء ) ( زوزنی ). آنکه هر دو پای را گشاده گذارد در رفتن: و کان عمر رضی اﷲ عنه اروح. مؤنث: رَوْحاء. ( منتهی الارب ). || محمل اروح؛ بارگیر فراخ. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آساینده تر
جمله سازی با اروح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بشنو از اروح شهیدان عشق زمزمه عشق که نشنوده ای