اثلاث

لغت نامه دهخدا

اثلاث. [ اِ ] ( ع مص ) سه شدن. ( منتهی الارب ). سه گشتن. ( تاج المصادر ): اَثلث القوم؛ سه شدند قوم.
اثلاث. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ثُلث.
اثلاث. [ اَ/اِ ] ( اِخ ) نام موضعی است و در مثل ذیل آمده است: لکن َّ بالاثلاث لحم ٌ لایُظلَّل؛ و آن قول بیهس ملقب به نعامه از مردم فزاره است. او هفتمین از برادران خویش بود و طایفه ای از بنی اشجع آنان را غارت کردند و شش تن از برادران وی بکشتند و بیهس بماند و او خود را احمق مینمود، بنواشجع گفتند از کشتن او چه فایدت و او را رها کردند. وی بهمراه آنان برفت تا به اهل خود بازپیوندد وآنان در روزی سخت گرم چند شتر بکشته بودند، گفتند گوشت ها را در سایه نهید تا تباه نشود و بیهس گفت: لکن بالاثلاث لحم لایظلل. و این مثل شد. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

جمع ثلث
نام موضعی

جمله سازی با اثلاث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سازمان اوقاف و امور خیریه سازمان شبه‌دولتی ایرانی است، که مدیریت کلیه موقوفات فاقد متولی و امامزادگان کشور را در اختیار دارد. حوزه فعالیت این سازمان شامل مدیریت موقوفات عام فاقد متولی، موقوفات خاصه و اماکن مذهبی اسلامی، اثلاث باقیه و بقعه‌های متبرکه، همچنین محبوسات، نذور، صدقات و هر مال دیگری که به غیر از عنوان وقف برای امور عام‌المنفعه و خیریه اختصاص یافته و نیز اداره مؤسسات و انجمن‌های خیریه است.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز