لغت نامه دهخدا
اتوکشی. [ اُ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل اتوکش.
- خمره اتوکشی؛ نیم خمی که درون آن آتش می نهادند و جامه رابرای هموار کردن یا چین دادن بدان می کشیدند.
- مثل خمره اتوکشی؛ سری بزرگ و بدشکل.
اتوکشی. [ اُ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل اتوکش.
- خمره اتوکشی؛ نیم خمی که درون آن آتش می نهادند و جامه رابرای هموار کردن یا چین دادن بدان می کشیدند.
- مثل خمره اتوکشی؛ سری بزرگ و بدشکل.
۱ - عمل اتو کشیدن عمل اتو کش ۲ - شغل و پیش. اتو کش ۳ - ( اسم ) جای اتو کشیدن دکانی که در آن اتو میکشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاهی بعضی از این چاپها نیاز به شرایط نگهداری خاصی دارند، در نحوه تا کردن لباس، شستشو یا اتو کشی آنها، معمولاً لباسهایی که با چاپ سیلک به فروش میرسند، نباید مستقیماً اتو کشی شوند و مراقبتهایی دارند که میتوان به قرار دادن پارچه ای به عنوان محافظ قسمت چاپی لباس، بین اتو و لباس، از سلامت ماندن چاپ لباس اطمینان خاطر داشته باشیم
💡 یکی از بزرگترین مزیتهای تیشرت، اتو کشی آسان آن است. با صرف زمان خیلی کم میتوان آن را اتو کشی کرد و به راحتی استفاده کرد.