ابوالاسود

لغت نامه دهخدا

ابوالاسود. [ اَ بُل ْ اَ وَ ] ( ع اِ مرکب ) نمر. ( المزهر ). پلنگ. ابوالأبرد. || دوشاب. ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با ابوالاسود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا این زمان، قلمروی عرب‌ها از افغانستان و ایران تا سوریه و مصر گسترش یافته بود و غلط‌خوانی‌های زیادی در نامه‌نگاری‌های خلیفه‌ها به وجود می‌آمد. مردم کشورهای دیگر در ادای واژه‌های عربی دچار مشکل بودند تا اینکه در سال ۶۵ هجری، عبدالملک بن مروان در دمشق به خلافت رسید و در نامه‌ای که به حجاج بن یوسف ثقفی خلیفهٔ عراق نوشت، به او گفت که این خط کوفی که ابوالاسود دؤلی طراحی کرده، کفایت نمی‌کند و از حجاج بن یوسف خواست تا خط عربی را بر پایهٔ همین خط کوفی توسعه دهد و ترویج کند.

💡 نخستین کسانی که نقطه‌های اِعجام را برای تمایز حرف‌های (وات‌های) یکریخت (مانند «ب» و «ت») به کار بردند یحیی بن یَعمَر عَدوانی اهوازی و نصر بن عاصم بودند. خلیل بن احمد فَراهیدی که از فرزندان ایرانیان یمن بود، حرکت‌گذاری را ابداع کرد. پیش از او برای نشان دادن مصوِّت‌های کوتاه نقطه‌هایی سرخ‌رنگ به کار می‌رفت که واضع آن ابوالاسود دُؤَلی بود. نخستین کسی که خط را از کوفی به خط نسخ تبدیل کرد ابن مُقَلّهٔ شیرازی بود.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز