ابن یامین

لغت نامه دهخدا

ابن یامین. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) نام یکی از دوازده سبط یعقوب نبی که با یوسف از یک مادر بود.چون کلمه ابن بمعنای پسر در زبان عبری بدون همزه است گاهی این لفظ بتقلید یهود بِن یامین گفته میشود و مرکب از دو کلمه است: بِن ( پسر ) و یامین ( یمین ):
دگر ابن یامین امین پدر
کزآن مهربانتر نبودش پسر.شمسی ( یوسف و زلیخا ).چو یوسف نیست کز قحطم رهاند
مرا چه ابن یامین چه یهودا.خاقانی.دل یوسف عهد خون است گوئی
ز نادیدن ابن یامین ثانی.سلمان ساوجی.

فرهنگ فارسی

نام یکی از دوازده سبط یعقوب نبی

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:بنیامین

جمله سازی با ابن یامین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس آنگه گفت هان ای ابن یامین چرا زردست روی تو بگو هین

💡 چه می‌دانست هرگز ابن یامین که دارد در بر خود جان شیرین

💡 بزرگی گفت چون یوسف چنان خواست که خود با ابن یامین دل کند راست

💡 چنان کو گفت بنشستند با هم نشاندند ابن یامین را بماتم

💡 نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش؟ به چشم لطف نظر کن به جمله آثارم

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز