ابن صلاح

لغت نامه دهخدا

ابن صلاح. [ اِ ن ُ ص َ ] ( اِخ ) تقی الدین ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن بن عثمان نصری شهرزوری. اصلاً ایرانی از نژاد کرد و پدرش از فقها بوده. تقی الدین نزد پدر فقه آموخت و هم بموصل در خدمت دانشمندان آنجا کسب علوم دیگر کرد، آنگاه بخراسان رفت و از روات آنجا حدیث شنود و از آنجا به شام شد و در قدس شریف و دمشق بتدریس اشتغال ورزید، و او در سه مدرسه رواحیه، زمردخاتون ( نام دختر صلاح الدین ) و دارالحدیث درس میگفت و ابن خلکان چنانکه خود گوید یک سال نزد او تلمذ کرده است. مولد او به سال 577 هَ.ق. و وفات 643 بوده است.
ابن صلاح. [ اِ ن ُ ص َ ] ( اِخ ) نجم الدین ابوالفتوح احمدبن محمد. حکیم و طبیب ایرانی، اصلاً از مردم همدان و پرورش او به بغداد بوده و از بغداد به دمشق هجرت کرده و تا آخر عمر بدانجا بزیسته است. وفات او بعد از 540 هَ.ق. است. او راست مقاله ای در شکل چهارم از اشکال اربعه قیاس و کتاب الفوزالاصغر.

فرهنگ فارسی

حکیم و طبیب ایرانی اهل همدان

جمله سازی با ابن صلاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابو عمرو عثمان بن عبد الرحمان صلاح الدین الکردی شمس الدین شهرزوری (۱۱۸۱ م / ۵۷۷ ق - ۱۲۴۵/۶۴۳)، که معمولاً به عنوان ابن صلاح شناخته می‌شود، کرد شافعی متخصص حدیث و نویسنده مقاله مقدمه برعلوم حدیث بود. وی اصالتاً اهل منطقه شهرزور در استان سلیمانیه در کردستان عراق بود، در موصل بزرگ شد و سپس در دمشق اقامت گزید و در آنجا درگذشت.

💡 ابوالفرج (یا ابوالفتوح) احمد بن محمد همدانی، ملقب به نجم‌الدین و ابن صلاح، منجم، پزشک و ریاضی‌دان ایرانی‌است که در سدهٔ پنجم و ششم هجری زیسته‌است.

💡 بوستان تپه حاج عنایت یکی از پارک‌های شهر همدان است که در حاشیهٔ شرقی واقع شده‌است. از مزایای این پارک وجود رصدخانه ابن صلاح همدانی است که از نظر علمی و اخترشناسی یکی از مراکز خوب کشور و دانشگاه بوعلی سینا است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران