لغت نامه دهخدا
بار زمان. [ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از حوادث و جفاهای روزگار و زمانه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). جفای روزگار و سختی روزگار. ( ناظم الاطباء ). انقلاب زمان. بدبختی. ( دِمزن ).
بار زمان. [ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از حوادث و جفاهای روزگار و زمانه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). جفای روزگار و سختی روزگار. ( ناظم الاطباء ). انقلاب زمان. بدبختی. ( دِمزن ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمولا جایزه بزرگ بحرین سومین مسابقه تقویم فرمول یک است. هرچند دو بار زمان آن تغییر یافته است. در فصل ۲۰۰۶ مسابقهٔ بحرین جای جایزه بزرگ استرالیا به عنوان افتتاحیه سنتی را گرفت تا از تداخل میان مسابقه استرالیا و بازیهای کشورهای مشترکالمنافع جلوگیری شود. در فصل ۲۰۱۰ نیز بحرین میزبان افتتاحیه بود و خودروها در مسیر ۶٫۳ کیلومتری «پیست استقامتی» رانده شدند.
💡 طبیعتاً، وجود اوج در کمان بار (منحنی بار) روزانه جاهای گوناگون پخش، افزون بر وارد کردن هزینههای هنگفت، برنامهریزی شبکه برای فراهم بار زمانهای اوج را دشوار مینماید و تلفات پدیدار شده در شبکه را افزایش خواهد داد.