بادپیمای

لغت نامه دهخدا

بادپیمای. [ پ َ / پ ِ ] ( نف ) یاوه گوی. بیهوده گوی. || مردم پاده پرست. ( ناظم الاطباء ). || زلف تابدار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بادپیما و باد شود.

جمله سازی با بادپیمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو صبح زود خیز و بادپیمای زمانه بر نهاده در دهان نای

💡 بر خاک نشسته بادپیمای هنوز آبم شد و آتش تو بر جای هنوز

💡 یکی بادپیمای کم زن بود که از کینه با خویش دشمن بود

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز