لغت نامه دهخدا
باد کار. [ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ردیف کار. در اصطلاح بنایان، خط مستقیم افقی کنار بنائی. توازی. موازات. یکباد. همباد. هم طراز. برابر. برابر یکدیگر. رجوع به باد شود.
باد کار. [ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ردیف کار. در اصطلاح بنایان، خط مستقیم افقی کنار بنائی. توازی. موازات. یکباد. همباد. هم طراز. برابر. برابر یکدیگر. رجوع به باد شود.
در بنایی برابر یکدیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقات باد و بکام تو باد کار جهان سپاه دولت گردت گرفته پیراهن
💡 نشاط و ناز و خوشی باد کار او هر سال که با سعادت او رنج و غم ندارد کار
💡 هرگز دل من بی غم عشق تو مباد در کار غم تو باد کار دل من
💡 کار گیتی همه فرمانبری ایشان باد کار ایشان به جهان در همه فرمان رانی
💡 عید تو همیشه در طرب سازی باد کار تو چو خورشید سرافرازی باد