لغت نامه دهخدا
بادزین. ( اِ مرکب ) باد صبا. ( ناظم الاطباء ). نسیم. باد ملایم.
بادزین. ( اِ مرکب ) باد صبا. ( ناظم الاطباء ). نسیم. باد ملایم.
باد صبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کای کشتهٔ جفا سوی ما یک نظر ببین ما را چو باد زین سر کو پیسپر ببین
💡 خورشگر بیامیخت با شیر زهر بداندیش را باد زین زهر بهر
💡 ایچرخ کچمدار کمانت شکسته باد زین تیرها که بر تن او رهنمون شدی
💡 مهر و مه گفتم زبانم لال باد زین سخنها لال زین اقوال باد
💡 اگر سر به پیچم ز فرمان شاه بدان سر تنم باد زین پرگناه
💡 کوهی که داشت بر کتف چار باد زین برقی که بود، بر زبر چارمه چمان