لغت نامه دهخدا
بابول. ( اِخ ) بابل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بابُل شود.
بابول. ( اِخ ) بابل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بابُل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه بابول مربوط به دوران فرادیرینهسنگی است و در شهرستان کرمانشاه، بخش مرکزی، دهستان بالادربند، ۶۰۰ متری شمال غرب روستای سفید چغا دوده واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۸۷۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 مساءله 4 - اگر تنور نجس شود آب را به نقطه ايكه نجس شده بطورى مى ريزندكه از بالا بپائين جارى شود و احتياج به سه بار شستن ندارد اگر بابول نجس شده يكبار كافى است.
💡 خورشید عالم بابول (بنگالی: খুরশিদ আলম বাবুল؛ زادهٔ ۱ مارس ۱۹۵۵) بازیکن فوتبال اهل بنگلادش بود.