لغت نامه دهخدا
بابلیان. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب ببابل. بابلیها.
بابلیان. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب ببابل. بابلیها.
منسوب به بابل
بابلیان (حلزون). بابِلیان ( نام علمی: Babyloniidae ) نام یک تیره از بالاخانواده خاردارواران است.
💡 همه این کارها درست وارونهٔ آن سیاست دلجویانهای بود که کوروش بنیاد نهاده بود. خشایارشا بایست در دوران طولانی اقامت پیش از پادشاهی خود در بابل به خوبی با مذهب بابلیان و آیین آن آشنا شده باشد. او میدانست که پیکرهٔ مردوک برای برگزاری مراسم جشن سال نو ضرورت دارد.
💡 در دوران امپراتوری بابل، کتابخانههایی در شهرها و معابد وجود داشت. یک ضربالمثل قدیمی سومری میگوید: «کسی که در مکتب کاتبان سرآمد باشد، باید با سحر برخیزد». زنان و همچنین مردان خواندن و نوشتن را آموختند، و برای بابلیان سامی، این آموزش شامل دانش زبان منقرض شده سومری و هجایی پیچیده و گسترده بود.
💡 نام این شعر از واژگان آغازین آن گرفته شده و در میان بابلیان و آشوریان نیز با همین نام ( به زبان اکدی) شناخته میشده است. این دو واژه به ترتیب به معنای «زمانی (که)» و «در بالا» هستند.
💡 مری بویس معتقد است که ایرانیان از دیرباز، بر اساس آیین میتراییسم، جشنهای بزرگی چون جشنهای بهاره و پاییز(مهرگان) را برگزار میکردهاند ولی شکوه جشن بهاره بابلیان، ممکن است موجب رهنمود ایرانیان به برگزاری جشن سال نو در این ایام شده باشد.
💡 توسعه اولیه حسابداری مربوط به بینالنهرین باستان است و ارتباط تنگاتنگی با تحولات نوشتاری، شمارش و پول و سیستمهای حسابرسی اولیه توسط مصریان و بابلیان باستان دارد. در زمان امپراتوری روم، دولت به اطلاعات دقیق مالی دسترسی داشت.