اینجیدن

لغت نامه دهخدا

اینجیدن. [ دَ ] ( مص ) ریزه ریزه کردن نان. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). خرد کردن و شکستن و ترید کردن نان. || تباه و ضایع نمودن کرم چیزی را. ( آنندراج ). بید زدن و بید خوردن و ضایع شدن از بیدخوردگی. ( اشتینگاس ) ( ناظم الاطباء ). || برانگیختن. ( از آنندراج ). || پریشان نمودن. ( از آنندراج ). || بخشم درآوردن. || آزردن. || زخم کردن و مجروح نمودن. || شکافته شدن. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).

جمله سازی با اینجیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قویودان که خلقه قازدین، چیخا بیلمه سن سلامتپ آدام اینجیدن بلایه، آدام اینجیدن دوشوبدی

خر سیاه یعنی چه؟
خر سیاه یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز