ایستگاه انتقال

فرهنگستان زبان و ادب

{transfer station} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ایستگاه مشترک بین دو یا چند خط که در آن مسافران از خطی به خط دیگر منتقل می شوند

ویکی واژه

ایستگاه مشترک بین دو یا چند خط که در آن مسافران از خطی به خط دیگر منتقل می‌شوند.

جمله سازی با ایستگاه انتقال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ۲۶۰ ایستگاه انتقال و فوق توزیع تحت سرپرستی و نظارت شرکت برق منطقه‌ای تهران است که از این تعداد بیش از ۲۱۰ ایستگاه آن مربوط به فوق توزیع هستند که از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

💡 حتی با مکانیزاسیون زیاد روی این فرایند، هنوز به کار زیاد انسانی نیاز بود؛ ایستگاه انتقال (اتاقکی که میز درییر داخل آن قرار داشت) برای تسلیحات اصلی هوود ۲۷ خدمه را دربرداشت.

💡 مهندسان برق در حال بررسی دقیق سیستم‌های پیچیده در ایستگاه انتقال برق هستند تا از ورود هرگونه اختلال در شبکه سراسری برق جلوگیری کنند.

💡 در پروژه‌های بزرگ لجستیکی، استفاده از یک ایستگاه انتقال مرکزی برای جابه‌جایی کالاها بین ناوگان‌های مختلف، باعث افزایش سرعت و کاهش هزینه‌ها می‌شود.

💡 برای جلوگیری از آسیب به تجهیزات حساس، باید تمام فرآیندهای نظارتی در ایستگاه انتقال داده‌ها با دقت بسیار بالا و طبق استانداردهای جهانی انجام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران