ای کاش
مترادفها
کاش
لغت نامه دهخدا
ای کاش. [ اَ / اِ ] ( صوت مرکب ) کاشکی. کاش:
مردم آن است که چون مرد ورا بیند
گوید ای کاش کم این صاحب غارستی.ناصرخسرو.ای کاش که بخت سازگاری کردی
با جور زمانه یار یاری کردی.حافظ.خلقی ز پی من و تو در گفتارند
چون نام من و تو در زبانها آرند
گویند فلانی و فلانی یارند
ای کاش چنان بدی که می پندارند.( از صحاح الفرس ).
فرهنگ فارسی
تمنی را رساند کاش. کاشکی.
جمله سازی با ای کاش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدم گفت: «اتمنی الجنه» (بهشت را آرزو دارم)؛ و به نقلی جبرئیل به حضرت ابراهیم چنین پیشنهادی کرد، او آرزو کرد ای کاش بهجای اسماعیل، خداوند قربانیشدن گوسفندی را بپذیرد.
💡 فتح این منطقه برای اعراب بسیار سخت بود؛ به اندازهای که عمر به مردم بصره میگفت سواد عراق و اهواز از آن شما باشد اما ای کاش بین ما و فارس (در روایتی:جبال) کوهی از آتش قرار داشت که نه ما به آنان برسیم و نه آنها به ما برسند.
💡 از دل بی حاصل خود شرمسارم جای دل در بغل ای کاش فرد باطلی میداشتم
💡 زندگی دنیا به خاطر انسانِ مختار است تا با آزادی هدفمند به علم و با ارادهٔ آگاهانه به پرستش خداوند په پردازد تا در روز جزا به جزای کامل برسد. زندگی حقیقی همانا در سرای آخرت است، ای کاش میدانستید. (سورهٔ عنکبوت آیهٔ ۶۴)
💡 به تنهایی مرا همصحبتان ای کاش بگذارند چراغ لاله را صحراست خوش، محفل نمیخواهد
💡 در این دیار باری، ای کاش بود یاری کز روی غمگساری، آید به یاری ما