لغت نامه دهخدا
اکساب. [ اِ ] ( ع مص ) ورزانیدن. || ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نایل کردن کسی را به مال یا دانش. ( از اقرب الموارد ).
اکساب. [ اِ ] ( ع مص ) ورزانیدن. || ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نایل کردن کسی را به مال یا دانش. ( از اقرب الموارد ).
ورزانیدن یا ورزیدن یا نایل کردن کسی را به مال یا دانش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا مسبب بیند اندر لامکان هرزه داند جهد و اکساب و دکان
💡 همچنین در فاصله جاده اصلی گرگان-بجنورد تا روستای جعفر آباد تعداد زیادی گارگاه ازقبیل سنگ شکن، چندین مرغداری،کارخانه آب معدنی (از جمله کارخانه و شرکت شناخته شده آ ب نیرو بخش گلستان، اکساب )و امثالهم وجود دارد که تا حدودی برای برای مردم روستا فرصت شغلی ایجاد کرده اند.