اوگ

لغت نامه دهخدا

اوگ. [ اَ ] ( اِ ) اوج. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). قله. سمت الرأس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= اوج

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بلندی بالا فراز. ۲ - بلندترین نقطه اعلی درجه. ۳ - بلندترین درج. کوکب (مخصوصا خورشید ) مقابل حضیض. ۴ - بالاترین نقط. ارتفاع آواز. ۵ - شعبه ای از (عشاق ) ۶ - شعب. سیزدهم از شعب بیست و چهارگان. موسیقی ایرانی.

جمله سازی با اوگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهار سپاه اصلی از صلیبی‌ها در زمان مشخص شده به‌وسیلهٔ پاپ در اوت ۱۰۹۶ م، اروپا را ترک کردند. آن‌ها مسیرهای مختلفی را به سوی قسطنطنیه برگزیدند و در بیرون از دیوارهای شهر و در میان نوامبر ۱۰۹۶ تا آوریل ۱۰۹۷ م گرد هم‌آمدند؛ اوگ ورماندو نخستین کسی بود که به آنجا رسید و پس از او گادفری، ریموند و بوهموند نیز از راه رسیدند.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز