اوجه

لغت نامه دهخدا

اوجه. [ اَ ج َه ْ ] ( ع ن تف ) باقدرتر و باجاه تر. ( ناظم الاطباء ). || موجه تر. || وجیه تر و خوشگل تر.
اوجه. [ اَ ج ُه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ وجه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به وجه شود.
اوجه. [ ] ( اِ ) نام درختی است. نارون. اوجا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به اوجا و نارون شود.

فرهنگ عمید

= اوجا

فرهنگ فارسی

جمع وجه رویها گونه ها.
نام درختی است. نارون اوجا

جمله سازی با اوجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غر العزاء و جل الخطب وانفصمت عری الرجاء وسدت اوجه الحیل

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز