اهدی
مترادفها
هدایتگر، راهنما
متضادها
گمراه تر
لغت نامه دهخدا
اهدی. [اَ دا ] ( ع ن تف ) بهترین هادی و رهنما. ( ناظم الاطباء ). راهبرتر. راه دان تر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- امثال:
اهدی من النجم.
اهدی من الید الی الفم.
اهدی من جمل.
اهدی من حمامة.
اهدی من دعیمص الرمل؛ و مثل اخیر درباره مردی است که راهنمایی بسیاردان بود. و رجوع به مجمع الامثال میدانی ص 738 شود.
فرهنگ فارسی
(صفت ) راهبرتر رهدان تر.
جمله سازی با اهدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اذا صفالک من مسرورها «طبق» اهدی لک الدّهر من مکروهها «طبقا»
💡 ام باجماع امته لیس فیها قول اهدی الوری الی الحق سبلاً
💡 گردی به دیده رفت و به جیب صبا نهفت اهدی الی احبته اشرف التحف
💡 در حال حاضر ۱۶٪ درآمد دولت از طریق اهدی شهروندی است.