انیم
مترادفها
انیمه، پویانمایی
لغت نامه دهخدا
انیم. [ اَ ] ( ع اِ ) انام. خلق. آفریدگان. ( ازاقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). انام و خلق و جن و انس. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). || جمیع آنچه بر روی زمین است. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
انام. خلق. آفریدگان یا جمیع آنچه بر روی زمین است.
فرهنگ اسم ها
اسم: انیم (پسر) (عربی) (تلفظ: anim) (فارسی: انیم) (انگلیسی: anim)
معنی: انام، خلق، آفریدگان
جمله سازی با انیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم
💡 نسل جدید طرفداران هنر، علاقه زیادی به تماشای انیمهای ژاپنی دارند که داستانهای پیچیده و جلوههای بصری خیرهکنندهای را به نمایش میگذارند.
💡 بسیاری از کودکان و نوجوانان امروزی، شخصیتهای محبوب خود را از دنیای پرهیجان انیم تهیه میکنند و سعی میکنند از آنها الگو بگیرند.
💡 برای درک بهتر فرهنگ شرق آسیا، تماشای انواع انیم میتواند دریچهای جدید و متفاوت به سبک زندگی و باورهای مردم آن منطقه باز کند.